هوالهو
سلام ، من اومدم !!
نکته ای درباره ی غیبت کبری من...
غیبت کبری من به خاطر مسائلی بود که نمیخوام بگم، ولی چون شمایی دیگه دیگه.
با این که نمیخواستم بگم، دارم میگم پس خوب گوش کن همین یک باره که دارم میگم دیگه دوباره نمیگم. این قدر گفتم میگم اثلا نمیدونم چی میخواستم بگم.
خوب دیگه شوخی بسه. این چند وقتی که نبودم در حال یادگیریه فن و فنون و پیچ و خمها و خلاصه ریزه کاریهای سازهای کوبه ای به ویژه دف بودم که به یاری حضرت حق رو به اتمامه ودر حال جمع بندی هستم. البته باز هم متذکر بشم که قطره ای از دریای موسیقی ایرانی هستم.
از تمام دوستان ممنونم که در دوران غیبت من باز هم سری به ما میزدن. تا یادم نرفته، خطاب به شیرین خانم: امیدوارم که در دف نوازی موفق باشی و این راهنمایی رو از طرف یک دوست بپذیر که جا انداختن و خفظ استیل در دف بسیار بسیار مهم و برای موفقیت در دف نوازی سفارش من به شما تمرین تمرین تمرین و فقط تمرین بسیار است، راستی اگه مارو قابل دونستی و به ما سری زدی لطفا تو بخش نظرات بگو که به سبک کدام استاد کار میکنی.
.تنبک:
« تنبک، محفل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلی، شور و نوا را بردار»
تنبک یکی از اصلی ترین و مهمترین پایه های ضرب در موسیقی ایرانیه.این ساز از دو قسمت کلی و استوانه ای شکل تشکیل شده. قسمت اول که به طور تقریبی به قطر 25 تا 30 سانتیمتر و به طول 54 سانتیمتر، که روی سطح بالاییش پوست کشیده شده و در پایین به قسمت دوم متصل شده. این قسمت عبارت است از استوانه ای باریکتر که قسمت پایینی اون گشادتر شده و به دهانه ای باز منتهی شده.
به طور کلی تنبک از پنج قسمت به شرح زیر تشکیل شده:
1ـ پوست.
2ـ دهانه ی بزرگتر.
3ـ تنه.
4ـ نفیر یا گلویی.
5ـ کالیبر یا دهانه ی کوچک.
جنس تنبک معمولی از چوبه که البته به ندرت از فلز و گل پخته برای ساخت تنبک استفاده میشه. اما به حکم تجربه و مشاهده ی نوع چوبی اون به مراتب بهتر، شکیلتر و خوش آهنگتر از دونوع دیگر اونه.
برای نواختن تنبک، در حالت نشسته اگه راست دست هستید ساز رو روی ران چپ قرار داده و دست چپ خود رو در بالا و دست راست رو در کناره ی راست تنبک قرار بدید و بانرمه ی انگشتان و تمام دست خود به قسمتهای مختلف (مرکز،میان،کنار) پوست ضربه وارد کنید.
در تنبک پوست حیوانات مختلف مثل: بره، بز، میش، آهو،بزکوهی و حتی پوست اسب مورد استفاده قرار میگیره، که بنا به تجربه ی نوازندگان قدیمی و امروزی این ساز، پوست کهنه ی بز یا میش، بهتر و مناسبتر از سایر پوستهای نامبرده است.
از اونجا که برای کوبیدن روی این ساز از انگشتهای دست استفاده میشه و انگشتها قادرن بر روی تنبک ریزه کاری های فراوانی اعمال کنن، میشه از تنبک به عنوان ساز تکنوازی استفاده ی شایانی کرد.
در گذشته ها تنبک نواز عهدهدار نواختن پایه های ساده ویکنواختی بود که محملی باشه برای بداهه نواز، اما بعدها به همت و تلاش موسیقیدان ها و چند نوازنده ی ازرشمند، ارزش و اعتبار شایسته ای به این ساز داده شد و از آن به بعد تنبک نواز قادر به اجرای تمام افت و خیز ها در موسیقی با کیفیت بالا توسط تنبک شد و تا آنجایی که امروزه تنبک کاملترین ساز کوبه ای جهان شناخته شده.
نقش همنوازی در این ساز فقط همراهی با ساز یا آواز وتأمین و نگهداری ضرب موسیقی نیست بلکه طی 40 سال اخیر به ابتکار مرحوم حسین تهرانی و همکاری دیگران ارکستری مرکب از گروه تنبک نوازان تشکیل شد و قطعه هایی اجرا گردید که از آن جمله اجرای قطعه ی مشهور «رونما» اثر محمد اسماعیلی میباشد.
از نوازندگان مبتکر، با ذوق و خلاق این ساز میشه به بهمن رجبی اشاره کرد. ازخوانندگان قدیم روانشادان علی خان نایب السلطنه، ضیاء الذاکرین رسایی، عبدالله دوامی، داریوش رفیعی و بسیاری دیگه رو میشه نام برد که علاوه بر تصنیف خوانی، با نواختن تنبک نیز به خوبی آشنا بودن.
نوع دیگه ی تنبک، نوع زورخانه ای اونه که جنس ساخت اون از گل پخته و بلندی ساز 45 و قطر دهانه ی پوستی اون 48 سانتیمتره. از نوازندگان شاخص تنبک زورخانه میشه به «فرامرز نجفی تهرانی» اشاره کرد.
«نوبت تخته شلنگ است حریفان دستی تنبک ما به تلنگ است حریفان دستی»
.دهل...
.نقاره:
«در آخر عمر عیش پیری نقاره ی آفتاب زرد است»
این ساز از دو طبل کاسه مانند درست شده که کاسه ی بزرگتر صدای «بم» و کاسه کوچیکه صدای «زیر» میده. کاسه های نقاره (ناقاره) رو از مس یا سفال درست میکنن و روی اون پوست گاو و یا گوسفند میکشن. برای نواختن این ساز معمولاً اون رو بر روی پایه ای مخصوص سوار میکنن، البته تو مجالس خانگی یا مشابه اون، ساز رو بر روی قطعه فرشی قرار میدن و با دو ترکه ی نازک بر روی اون میکوبن.
نقاره در زمانهای قدیم،هم در مواقع جنگ به کار میرفت و هم در مواقع صلح، به این معنی که به هنگام نبرد یک ساز رزمی محرّک و شور آفرین بوده که اون رو بر کوهان شتر میبستن و نقاره چی ها سوار بر شتر شده و در میدان جنگ مینواختن و در موقع صلح به عنوان یک ساز بزمی در سورها و میهمانی ها، اون رو در گردن آویزون میکردن یا در محل های معینی روی جایگاه قرار میدادن و مینواختن.
این محل ها رو «نوبت خانه» یا «کوس خانه» و «نقاره خانه» میگفتن و به نوازنده های نقاره «نوبت نواز» و «نوبت زن» میگن. در نقاره خانه سازهایی مثل «کرنا» و «سرنا» هم نواخته میشد که این همنوازی، صبح و شام، برای استقبال از خورشید و بدرقه ی اون بوده. هنوز هم در مکانهای متبرکه مثل حرم امام رضا، نقاره خانه وجود داره که در مواقع خاصی صدای اون به گوش میرسه.
این ساز به انواع و اندازه های مختلف و در نقاط مختلف کشورمون ایران وجود داره درباره ی هر کدوم شرح مختصری میدم:
نقاره ی شمال(گیلکی):
از دو کاسه ی سفالی که یکی کوچکتر از دیگری میباشد تشکیل شده،این ساز رو معمولاً با چوب و در موقع لزوم با دست مینوازند.انداره این ساز به این صورته که قطر دهانه ی کوچک معمولاً 16 و دهانه ی بزرگ 22 سانتیمتره.
نقاره ی سنندج:
از نوع شمالی کمی بزرگتره، بعضی وقتها به اسب میبندن و نوازنده سوار بر اسب با دست شروع به نواختن میکنه.
نقاره ی فارس:
مثل دوتای قبلی جفتی، ولی با اختلاف زیادتری در اندازه. قطر دهانه ی کوچک 22 و دهانه ی بزرگ 39 سانتیمتر و شکل آن نیز خمره ای فشرده است.
تنبک...
سلام...
از همتون ممنونم که سر درد رو به جون خریدید و مطالبم رو خوندید، و با نظراتتون به من روحیه ی مضاعف دادید.
همینطور از استاد گرامی جناب آقای حسام الدین سراج بسیار بسیار ممنونم که با قدمشون آوای دف رو منوّر کردن.
در ادامه ی سخن استاد سراج باید بگم که جوان ایرانی در همه جای جهان ملیت خودش رو حفظ میکنه، جز یه تعداد محدود که به نظر من ایرانی نیستن. انشاالله به کمک شما اساتید بزرگ و یاری هر چه بیشتر دست اندرکاران موسیقی، موسیقی سنتی باز هم به فراگیران ایرانی خود افتخار میکند.
موفق و پایدار چون همیشه.
تقسیم بندی سازهای ضربه ای و کوبه ای از نظر ملیت:
در اینجا مناسب دیدم که سازهای ضربه ای و کوبه ای رو، از نظر ملیت به دو دسته ی جدید تقسیم کنم.
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت غیر ایرانی:
1_ طبلا 2_ تیمپانی 3_ تمپو 4_ جاز 5_ قاشقک 6_ سایدرام 7_ ناقوس (بلز).
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت ایرانی:
1_ دف 8_ تنبوره 15_پیپه 22_ تبیره 29_ دمن
2_ تمبک 9_ خم 16_ بشقابک 23_ دبدبه 30_ تیمبک
3_ دایره 10_ آینه پیل 17_ شندف 24_ جلجل 31_ کومه
4_ نقاره 11_ دمام 18_ جرس 25_ جام 32_ مندل
5_ دایره زنگی 12_ غوغا 19_ درای 26_ طبل غازی 33_ سنکه
6_ دهل 13_ تمبوک 20_ زنگ 27_ طبلک 34_ تاس
7_ گورگه 14_ کسر 21_ چغانه 28_ طبل آویز
خوب، حالا میخوام درباره ی مهمترین ساز های این گروه،( دایره_ نقاره_ تمبک_ دهل و دایره زنگی) یه چیزایی بگم.
. دایره:
« چو دایره ما ز پوست پوشان توایم در دایره ی حلقه به کوشان توایم
گر بنوازی به جان خروشان توایم ور ننوازی هم از خموشان توایم »
"ابوسعید ابولخیر"
در فرهنگها راجع به لفظ دایره به این اکتفا شده که:« سازی است معروف که به وسیله ی انگشتان نواخته میشود». در تلفظ عامیانه به دایره، «داریه» میگن. اهالی افغانستان این ساز رو به نام «دریه» میشناسن.
دایره از حلقه ای چوبی از جنس چوب درخت بید به عرض 5 سانتیمتر و قطری برابر 30 تا 35 سانتیمتر تشکیل شده. روی یکی از سطوح دایره پوست بره میکشن و توی جداره ی داخلیش تعدادی حلقه ی فلزی یا زنگوله نصب میکنن.
در یکی از قسمتهای جدار چوبی یا «کمانه» یه فرورفتگی رو ایجاد میکنن که به اون «شستی» میگن و نوازنده انگشت شست دست راستش رو در داخل شستی میزاره و ساز رو نگه میداره و با بقیه ی انگشتان هر دو دست روی پوست میکوبه. در این حالت نوازنده ساز رو کمی حرکت میده تا صوتی زنگوار از حرکت حلقه های کوچک به گوش برسه. دایره ساز همراهی کننده ی کمانچه و قشمه، هست و در گذشته توسط لوطی ها نواخته میشده. حالا که نسل لوطی ها در شمال خراسان منقزض شده این ساز کماکان در دست عاشقان آذربایجانی زنده مونده، ناگفته نمونه که استان گیلان دیار استادان بنام دایره بوده و هست و خواهد بود. دایره رو در قدیم «چنبر» میگفتن و در زبان پهلوی هم «کمبر» تلفظ میشد.
شواهد تازیخی نشون میده که قدیما، دایره رکن عمده ی مجالس عیش و طرب، مخصوصاً عروسیها بوده ولی امروزه اون اعتبار گذشته رو نداره. در حال حاضر دایره در روستاهای ایران به ویژه بین روستانشینان آذربایجانی در گستره ی وسیعی متداول هست و از این جهت دایره رو یک ساز ترکی و به عبارت دیگه به نام «دایره ی قفقازی» میشناسنش. در منطقه ی گیلان هم دایره ای دیده شده، که به اون «دایره ی گیلکی» گفته میشه. شعاع این ساز کمی از دایره ی قفقازی بیشتره و پوست اون هم ضخیمتره. از نوازندگان برجسته ی این ساز میتونیم از استاد مرحوم «محمود فرنام» یادی کنیم. روحش شاد.
« در بزم زمانه بی نوایم، ایکاش مطرب زبرای من کشد دایره ای»
نقاره...
طبقه بندی سازها...
به طور کلی سازهای موجود در دنیای امروز به سه دسته تقسیم میشن:
الف_سازهای زهی، ب_سازهای بادی، ج_سازهای ضربی.
الف)سازهای زهی:
در این نوع از سازها صدا توسط سیم یا زه تولید میشه. مهمترین نهاد در ارکسترهای قدیم، و اصلیترین هسته در ارکسترهای امروزی رو ((سازهای زهی)) تشکیل میدن.
این دسته از ساز خودش به چند دسته ی کوچکتر تقسیم میشه:
1_ دسته ای که سیم به واسطه ی زخمه زدن، به وسیله ی انگشت یا مضراب صدا تولید میکنه، مثل: سه تار، تار، رباب، بربط، چنگ، ماندولین و ... که در سازهای زهی این دسته رو به نام ((سازهای زهی زخمه ای)) میشناسن.
2_ دسته ای که صدا به وسیله ی کشیدن آرشه روی سیم تولید میشه. مثل: کمانچه، قیچک، ویولون و ... که دسته از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی آرشه ای)) میشناسن.
3_ دسته ای که با کوبیدن وسیله ی چکش مانندی روی سیم، تولید صوتی رسا و زیبا میکنه. مثل: سنتور، زیلفون، گلوکن اشپیل، ویبرافون. که این نوع از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی کوبشی)) میشناسن.
خوب، اگه بخوایم تخصصیترش کنیم تو سازهای زهی حرف واسه گفتن زیاده و حالا حالاها راه داره. آها تا یادم نرفته، پیانو، هارمونیکای شستی دار، کلاوسن و و و ... از خانواده ی سازهای زهی هستن که اسمشون به ((سازهای زهی شستی دار)) شهرت داره.
ب)سازهای بادی:
اون دسته از سازهائیکه در اونا با دمیدن هوا و فوت کردن، صدا تولید میشه، اونا رو به نام ((سازهای بادی)) میشناسن.
این دسته هم به نوبه ی خود به چند شعبه ی کوچکتر تقسیم میشن:
1_ ((سازهای بادی چوبی)) که از چوب(آبنوس) یا نی خیزران درست میشن. مثل: نی، سُرنا، فلوت، هوبوا، باسون و ... .
2_ دسته ای از سازها که از جنس مس، برنج یا حتی نقره ساخته شدن. مثل: انواع شیپور، ترومپت، ترومبون، ساکسیفون، کُر و ... که به اونا ((سازهای بادی برنجی)) میگن.
3_ دسته ای هم هستن که مثل پیانو دارای شستی هستن و تولید صدا یا دمش هوا، به وسیله ی نیروی مکانیکی یا الکتریکی انجام میگیره. این سازها لوله های متعدد، کوتاه و بلندی دارن و در نتیجه دمیدن هوا در این لوله ها یا زبانه ها صداهای گوناگون و مختلفی تولید میکنه. مثل: اُرگ، آکوردئون، سازدهنی، نی انبان و ... که به این دسته از سازهای بادی((سازهای شاستی دار بادی)) میگن.
ج)سازهای ضربی:
به این دسته ((سازهای کوبه ای)) و ((آلات ایقاعی)) هم میگن و همونطور که از اسمشون پیداست سازهایی هستن که صدا از طرق مختلف وارد آوردن ضربه، چه به وسیله ی دست به طور مستقیم(مثل دف و تنبک) و چه به وسیله ی آلتی دیگه (مثل دهل و نقاره) حاصل میشه.
این دسته از سازها به شرح زیر تقسیم بندی میشن:
1_ دسته ای که به روی اونا پوست کشیده شده و با دست یا چوب روی اونا میکوبن. مثل: دف، تنبک، دایره، نقاره، تیمپانی و ... .
2_ دسته ای که به هر دو سطح بالایی و پایینی اون پوست کشیده شده و خود ساز به صورت استوانه ای ساخته شده که با دست یا چوب به یک یا هر دو طرف سطوح ساز میکوبن. مثل: دهل، طبل بزرگ، طبل کوچک، سایترام و ... .
3_ دسته ای که ساز در اصل،از دو تکه چوب یا فلز ساخته شده و هر دو به هم کوبیده میشن. مثل: سنج، قاشقک، بشقابک و ... .
4_ دسته ای که به وسیله ی کوبیدن چکش روی تیغه های فلزی، زنگوله و غیره، صداهایی مخصوص و زنگوار تولید میکنه. مثل: ناقوس لوله ای.
سرتونو درد آوردم، ولی حالا حالاها ادامه داره...
من از نسل داریوش کبیر، اهل ایرانم.
ساکن بهشت ایران (گیلان) و از دیار سوما.
19 سالمه، دانشجوی رشته کامپیوترم.
خیلی خیلی خانواده دوست و فامیل دوستم.
اخلاقم جوریه که برای رسیدن به چیزی که دوستش دارم، زیاد زیاد خیلی زیاد تلاش میکنم. البته اخلاق خیلیها اینجوریه.
ایران رو خیلی دوست دارم، از مردمش بگیر تا نعمتای دیگه ی خدادادیش.
موسیقی سنتیمونو از همه نوع چه محلی و چه غیر محلی رو بسییییییییییییییییییییییییییییییار زیاد دوست دارم.
عاشق استاد شجریان و ساز خودم دف.
خوب،دیگه بسه.

پیش در آمد
سلام به موسیقی سنتی، سلام به اونایی که دف رو میشناسن و اونایی که نمیشناسنش و حتی اونایی که از دف برداشت بسیار اشتباهی دارن، که دلم از دست این برداشتا خونه خونه. اگر بندۀ حقیرو قابل بدونین میخوام کاری کنم که اگه ازتون بپرسن دف چیه؟ حداقل الفبای دف رو بدونید.
به زبان دیگه هنرمند سعی میکنه مکاشفه خودش رو از اسرار خلقت و دقایق جمال ابدی با الفبایی نو و به صورت جلوه های حسی عینی نمود ببخشه و از روزنه های گوناگون به دیگران عرضه کنه.
شاعر تصویر تخیلی و الهامی خودش رو از افق نا معلوم بیخبرانه با ترنم واژه ها و عبارات میگیره، نقاش با عینیت دادن مشهودات خودش به جادوی الوان و قلم، و موسیقیدان با القاء دریافت تکوینی خودش از طریق نقاشی ذهنی و تصویر جوشان روحی خود با جذبه ی جادویی صدا به پردۀ عواطف دیگران، احساس پژمردۀ اونا رو طراوتی نو میبخشه.
چه بسیار و چه زیبا گفته هایی که برای بیان چیستای موسیقی ارائه شده ولی باید اذعان داشت که این تعاریف با همه ی زیبایی به طور جامع و کامل معرف گستره ی موسیقی نبوده بلکه گوشه ای از این پهنه ی پهناور را به ما نشان داده است.

